سنگ، کاغذ، گلسنگ
سلام من ریسه ریزه هستم 8 سالمه. من یک گلسنگم اما نه گل هستم نه سنگ! میدونی ما هم مثل درخت ها با آب و اکسیژن و نور غذا میسازیم. و وقتی که دنبال جواب یه سوال هستم سراغ کتابخونم میرم. مامان قصه ما گیاهان زیادی را میشناسه و به عنوان دارو از اونا استفاده میکنه و به خاطر یه دلایلی در کتاب آمده است مجبور شدیم به خانه عموم برویم.
در این کتاب به مامان و باباها میگه که مواظب باشند در طبیعت زباله نریزند و یا با دود کارخونهها هوا و خاک را آلوده نکنند که باعث ازبینرفتن موجودات و آلودگی هوا بشه و برای خود بچهها هم ضرر داره.
ابودردا
داستان این کتاب خاطرات دوران رزمندگی احمد ابوودردا در قسمت خدماتی و پشتیبانی را تعریف میکند که بر خلاف دیگر کتابها داستان کتاب از پشت میدان جنگ است تا به ما نشان دهد همه رزمندگان در هر قسمتی که بودند از هیچ کوششی برای سربلندی میهن خودشون دریغ نمیکردند.
برشی از کتاب
مدتی بود که اخبار نگران کننده شنیده میشد از گوشه و کنار خبر بیماری حضرت امام به گوش میرسید.و در بین مردم و بچههای بسیج محل رد و بدل میشد. تا اینکه از اخبار صدا و سیما رسماً خبر بستری شدن امام در بیمارستان پخش شد.اصفهان دارالشهداء
در کتاب «اصفهان دارالشهدا» به بررسی «نقش اصفهانیها در پذیرش اسلام و تشیع و انقلاب اسلامی»؛ «بازگشت امام خمینی به ایران»؛ «نقش اصفهان در پاسداری از انقلاب اسلامی و مقابله با بحرانتراشی دشمنان در کردستان، گنبد، سیستان بلوچستان و خوزستان» و... پرداخته میشود. در پایان اطلاعاتی درباره «لشکر 14 امام حسین اصفهان» در سه مقوله «هجرت»، «جهاد» و «شهادت» ارائه میشود." شما در کجای دنیا می توانید جایی مثل استان اصفهان پیدا کنید؟همین چند روز پیش، فقط در شهر اصفهان حدود سیصد و هفتاد نفر را تشییع کردند؛ مع ذلک همین شهید داده ها و داغ دیده ها همچنان به خدمت خود به اسلام ادامه می دهند."امام خمینی (ره)
برشی از کتاب
مهاجرت جدی به اصفهان از همان اوایل قرن دوم هجری با مهاجرت عبدالله بن معاویه بن جعفر آغاز گردید. درواقع، پس از تشکیل حکومت و آماده سازی برای قیام از طرف وی و هم پیمانانش، هجرت سادات به این دیار برای کمک و همیاری او شروع شد. در جریان مهاجرت علویان به منطقۀ مرکزی و شرقی ایران، اصفهان به مسکن و مأوی و پناهگاهِ جمعی آنها تبدیل شد؛ به طوری که زمینه ساز رواج تشیع در اصفهان، هرچند به صورت محدود گردید.اصفهان از شهرهای مهم دورۀ خود به شمار می رفت. همان طور که هرمزان این مطلب را در جریان فتح ایران به عمر گوشزد کرد و گفت: اصفهان همچون سر پرنده است که اگر بریده شود، بالها بر زمین می آید؛ بنابراین حضور تشیع وعلویان در این منطقه حائز اهمیت بود.مهاجرت سادات به اصفهان به تدریج اساس و بنای تشیع را در این شهر تقویت کرد؛ به طوری که چند قرنِ بعد شاهد مرکزیت حکومت شیعی در این شهر هستیم. وجود بیش از شصت امامزاده در فهرست بقاع متبرکه در اصفهان نشان از فراهم بودن زمینۀ حضور و فعالیت شیعیان در اصفهان دارد.آیا وکیلم
آیا وکیلم ، 60پرانتز تاریخی برای انتخاب بهترین وکیل
تاریخ نه از جنس قصه و سرگرمی است و نه از جنس درسی که بایدها و نبایدها را نشانه میگیرد. تاریخ هر قومی از جنس عبرت است. عبرتها به ما میگویند که چه حادثهای رخ داده و چه واقعهای ممکن است اتفاق بیفتد. سینه سترگ تاریخ ایران نیز سرشار از عبرت های تلخ وشرین است. باید تاریخ را بارها و بارها خواند تا نقش و جایگاه خود را در میانه این میدان بیابیم. باید بنگریم آنانی که همچون ما در این جایگاه و نقش بودند چرا ضربه خوردند تا تاریخ برایمان آینهای شود که خویش را درست بشناسیم. امروزمان را درست بفهمیم و راه فردایمان را تشخیص دهیم. چرا که تاریخ به قول حضرت امیر تکرارپذیر است.
بر اساس تجربههای تاریخی، ملت ایران هرگاه در پیچ های خطرناک و پرتگاههای دشوار، چشم عبرت به تاریخ و عالمان زمان داشته به سلامت راه پیموده است و هرگاه غافل شده، دشمن سرنوشت شومی برایش رقم زده است.
این کتاب با همت بانوان (شمسه ای) دهه شصت،60 برش تاریخی را با هدف آگاهی از دیده بانی های بزرگان مان برای انتخاب شایسته ترین نماینده به گزین کرده است. امید که این بار نیز ردپایی شورانگیز از انتخابی شایسته در تاریخ آیندگان برجای بگذاریم.
آسمانی های خاکی ۶۴ (علی ایمانیان)
قطعه قطعه خاک جنوب تا سال 1361 تلاش های شهید بزرگوار علی ایمانیان و همرزمانش را به یاد دارد. او از وقتی به جبهه اعزام شد چند ماه یک بار به خانه می آمد؛ آن هم طی یک مرخصی 24 ساعته یا 48 ساعته که معمولا به راه کردن و هماهنگی های لازم با جهاد نجف آباد بود. او بارها مجروح شد؛ اما نگذاشت خانواده اطلاع پیداکنند؛ خانوادها و بعدها از طریق دوستانش به این موضوع پی بردند.
با این که مسئولیت جهاد سازندگی را به عهده داشت اما سادهتر از همه میزیست و حتی کسانی که به جهاد مراجعه میکردند او را نمیشناختند.
همه او را به عنوان دادا علی میشناختند. او به هیچ عنوان به خواب و خوراک اهمیت نمیداد و همیشه مشغول انجام وظیفه و خدمت به میهن اسلامی بود.
آخرین امتحان
این كتاب در مورد زندگی نامه و وصیت نامه شهدای دانشگاه اصفهان است.
اثر حاضر حـاوي وصـيت نامـه و زنـدگي نامـه 167 اسـتاد شـهيد ، كارمنـد و دانـشجو دانـشگاه اصفهان است كه با درك لحظات حساس انقلاب و احساس وظيفـه الهـي و بـراي لبيـك گفـتن بـه نايب امام زمانشان كلاس هاي درس دانشگاه را به عشق كلاس هاي درس جبهه و شركت در آزمون عشق و ايثار و شهادت رها كردند و بـه جبهه هاي نبرد حق عليه باطل شتافتند تا در آن درس معرفت و راه رسيدن به خدا را بياموزند.
اوج مظلومیت
در این مجموعه سعی شده با جمع آوری اسناد و مدارکی از منابع مختلف مانند پیام ها و اسناد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ارتش جمهوری اسلامی و مطالب درج شده در روزنامه ها مجلات و سایت های اینترنتی نقاب خوش آب و رنگی که جنایتکاران ضدانقلاب به اسم ،آزادی بر چهره ی کریه و شیطانی خود کشیده و سال ها جان و مال و ناموس مردمی بیگناه و مظلوم را با خطراتی جدی و جبران ناپذیر مواجه ساختند کنار بزنیم تا همگان بدانند فریادهای مظلوم نمایانه ای که تفاله های باقیمانده از این جرثومه های فساد سر داده و همه را به غیر خودشان جنایتکار میدانند از سر حق است يا... قضاوت را به عهده خود شما می گذاریم ی آنها می خواهند حقایق را در پشت پرده ای از شعارهای فریبنده و جذاب پنهان کنند و آن را آن گونه که میخواهند عرضه کنند تا با وارونه جلوه دادن واقعیت ها انسانهای ناآگاه یا کم اطلاع را فریفته و از مسیر حق دور کنند چرا که تحریف حقایق سلاح است در دست کسانی که سعی در پنهان داشتن حقایق و واقعیت ها دارنداین کتاب در مورد مستندی از جنایات ضد انقلاب در مناطق بحران زده ی غرب و شمال غرب کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی است.