نمایش 9 24 36

اوج عروج

شهادت از برترین و مقدس ترین واژه های فرهنگ اسلامی است؛ شهادت اوج کمال انسان است. آن گاه که انسان تمام هستی خود را یک جا نثار معبود خویش می‎کند و قطره وجودش به دریای بیکران هستی مطلق می پیوندد، به شهادت تاریخ، دین مقدس اسلام که کامل ترین نسخه الهی برای هدایت، شفای امراض درونی و کمال بشر است. شهید ماشاالله ابراهیمی به خدمت نظام وظیفه اعزام گردید و در این مدت ۲ سال دوران سخت و مشکلی را گذراند. در این دوران بود که میهن اسلامی ما در آتش جنگ خونین تحمیلی ابر قدرت ها و رژیم بعثی عراق می‌سوخت و او در ارتش مشغول انجام وظیفه بود. که فرماندهی آن تحت فرمان بنی صدر ملعون و خائن بود. از یک طرف تلاش و خون دل خوردن یاران صدیق امام را مشاهده می‌کرد و از طرف دیگر مواجه با افکار سازش کارانه و خائنانه بنی صدر بود و دوران بس مشکل را پشت سر می‌گذاشت. از یک طرف حمله ی نظامی رژیم بعثی عراق با کمک جنایتکاران شرقی و غربی و از طرف دیگر هجوم وحشیانه و فعالیت های شوم و جنایتکارانه گروهک های آمریکایی که هر روز مشغول انجام توطئه های فراوان در کردستان و... همچنین ترورهای وحشیانه منافقین در تهران و شهرستان‌ها افکار شهید ما را به خود مشغول کرده بود.

برشی از کتاب

برای دیدن فرزندانمان به اهواز رفته بودیم. نزدیک به سه ماه بود که ماشاالله را ندیده بودم. من و پدرش خیلی دل تنگ بودیم. چند روزی منزل پسر بزرگ مان بودیم. یک روز نزدیک غروب آفتاب زنگ خانه به صدا در آمد. وقتی در را باز کردم ماشاالله وارد خانه شد. با سر و رویی ژولیده و خاک آلود. کمی هم پایش می لنگید. او را در آغوش گرفتم. خیلی ناراحت بود. می‌گفت. چند نفر از بچه های گروهانم در عملیات کربلای چهار مفقود شده اند. به گمانم اسیر شده باشند. آمده‌ام ببینم می‌توانم از طریق تلویزیون عراق پیدایشان کنم. گفتم مادر از ناحیۀ پا ناراحتی؟ گفت: چیزی نیست. بعداً متوجه شدم که در عملیات کربلای چهار مجروح شده است. شب همه دور هم بودیم. گفتم: امشب شب خیلی خوبی است چون فرزندانم در کنارم هستند. نمی‌دانستم که آخرین شبی است که ماشاالله را می‌بینم. هنگام خواب به پسرم گفتم که می‌خواهم در کنار ماشاالله بخوابم...

الزامات و ارکان اقتصاد مقاومتی

این کتاب در مورد مفاهيم، كليات اركان و الزامات اقتصاد مقاومتي ارائه شده است که در سه فصل است: به ترتيب مفاهيم پيشينۀ اقتصاد مقاومتي و سابق تحريم ها برعليه جمهوري اسلامي ايران؛ در بخش دوم نيز اركان و الزامات اقتصاد مقاومتي تحت عناوين اقتصاد بدون نفت، شركت هاي دانش بنيان، توليد ملّي، مردمي سازي اقتصاد، مديريت مصرف، مديريت زمان و منابع مورد بررسي قرار گرفته است.

از سیاهی تا سرخی

این کتاب برگرفته از سیمای حجاب در کلام شهدا است. و این مجموعه از وصایای شهدای شهرستان اران و بیدگل انتخاب شده است. حجاب یکی از موضوعاتی است که تقریبا در تمام وصایای شهیدان آمده و جزء مشترکات وصایای شهدا محسوب میشود.

از جهاد تا شهادت

امام خمینی درفرازی از سخنانش دربارة مقام شهداء فرمودند: شهادت در راه خدا چیزی نیست که بتوان آن را با سنجش‌های بشری و انگیزه‌های عادی ارزیابی کرد و شهید در راه حق و هدف الهی را نمی‌توان با دیدگاه امکانی به مقام والای آن پی برد که ارزش عظیم آن معیار الهی و مقام والای این، دیدی ربوبی لازم دارد. رهبر فرزانه و کبیر انقلاب اسلامی در سخنی دیگر چنین فرمود: نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمرة به فراموشی سپرده شوند. مقام معظم رهبری دربارة مقام و ارج نهادن به شهدای عزیز و گرامی داشتن نام و یاد آنان، سخنان ارزشمند بسیاری را بیان داشته‌اند که در یکی از فرازهای سخنانش می‌فرماید: هر شهید، جانباز، آزاده و ایثارگر سنگر محکم این ملت است.

اردیبهشت

دفاع از انقلاب سخت تر از خود انقلاب بود؛ از این رو در دوران پس از انقلاب احساس مسئولیت امان الله چند برابر شد. تشکیل پاسدارخانه های امنیتی محلی، همراهی با کمیته های انقلاب و اعزام به خوزستان برای مبارزه با جنبش تجزیه طلب خلق عرب ازجمله اقداماتی بود که سبب شد تا به محض تشکیل سپاه در شهر در چه از او نیز دعوت شود تا در این مجموعه همراه شود تا اهداف انقلاب زمین نماند. در دوران پاسداری تکاپوی امان الله بیشتر شد....

یک جهان، یک دختر، یک دختر جهانی

در مورد کسانی می نویسم که آفرینش برای وجودشان به وجود آمده و بی ادبی محض است که القاب و عناوین آن سروران عالم را حذف کنم. امید است بی ادبی مرا ببخشایند که علتش فقط ساده نویسی در حد فهم دانش آموزان و شناساندن آن عزیزان برای دبیرستانی ها بود. زیرا مخاطب ما نوجوانان هستند و هدف ما نه کم کردن شأن و منزلت آن گوهره ای هستی است که قرار بر شناخت راحت آن عزیزان است.

برشی از کتاب

در روز عروسی ات لباس نو و زیبا پوشیده بودی و چقدر با شکوه. عروس است و لباس عروسی اش. امّا همان وقت خانم فقیری، آمد و لباس کهن های از خاندان رسول درخواست کرد و تو (س) حیا کردی که پیراهن کهن هات به او بدهی برای همین پیراهن نو عروسی را به او بخشیدی.