نمایش 9 24 36

آسمانی های خاکی ۵۱ (مهدی (مصطفی) اسحاقیان درچه)

از بدو ورود به سوریه و پیش از ورود به خط مقدم، فعالیت های فرهنگی خود را در جایگاه مترجم زبان عربی آغاز کرد. از آن زمان تا لحظه شهادت، مهدی اسحاقیان در هر دو جبهه فرهنگی و جهاد شرکت داشت. برغم کوتاه بودن دوره حضور او در جبهه مقاومت، شرکت داوطلبانه بخش های مختلف نبرد و خدمت صادقانه و دلسوزانه او، همه را شیفته خود کرد. شهید مهدی اسحاقیان از ابتدا هدف خود را مشخص کرده بود و به شایعات موجود در جامعه و شبهه افکنی ها درباره مدافعان حرم حضرت زینب اعتنایی نداشت. حضور خود در جبهه مقاومت را توفیق و عنایت خاصه اهل بیت می‌دانست نه امری اتفاقی و یا حتی اختیاری! و برای دفاع از اسلام باید از جان و مال خود مایه گذاشت همان گونه که حسین ابن علی جان شیرین خود و اهل و عیال خود را در طبق اخلاص نهاد و تقدیم خداوند کرد.

آسمانی های خاکی ۳۷ (سید محمود ابطحی فروشانی)

روز 28 آبان ماه سال 1357 سید محمود به مسجد مصلی اصفهان رفت تا در نماز عید غدیر به امامت آیت الله طاهری شرکت کند. با دخالت مأموران نظامی، درگیری میان نمازگزاران و آنها شروع شد و در تیراندازی مأمورین، سید محمود ابطحی هدف دو گلوله قرار گرفت. گلوله نخست از روی ساعت مچی عبور کرده به پهلوی چپ وارد شد و گلوله دوم نیز به شکم او اصابت کرد.

آسمانی های خاکی ۳۶ (براتعلی غفاری خوزانی)

شهید براتعلی غفاری از ویژگی های منحصربه فرد زیادی همچون وقار، صداقت، پاکی، تواضع و فروتنی، اخلاص، تلاش، صبر و استقامت، شجاعت و دلیری برخوردار بود. دوستان و نزدیکانش را به وحدت و دوری از اختلاف و تفرقه، آشنایی با مبانی انقلاب اسلامی و پیروی از ولی فقیه، عدم دلبستگی به دنیا و توجه به روحیات جوانان و نیازهای اساسی آنها توصیه و سفارش می‌کرد. از سوی دیگر، رفتار او هنگام برخورد با نیروهای مردمی بسیار متواضعانه و در برابر دشمن تجاوزگر بسیار سخت و خشن بود. حین عملیات بدون داشتن ترس و واهمه از دشمن، با صبر و حوصله به هدایت نیروها می‌پرداخت و شجاعت خود را به نمایش می‌گذاشت.

آسمانی های خاکی ۳۲ (عبدالرسول کارخیران)

شهيد عبدالرسول نمونه اي از رزمندگان دلير و شجاع اسلام بود؛ در سختي ها صبر مي‌كرد و مشكلات در جنگ را به جان مي‌خريد. مجاهدت هاي او در طول 6 سال از آغاز درگيري در كردستان شروع شد و تا روزي كه عمليات غرورآفرين والفجر 8 به پيروزي رسيد ادامه داشت. هميشه سعي مي‌كرد نيروهايي را كه تحت اختيار داشت به استقامت و ايستادگي در برابر دشمنان فراخواند. ترك جبهه برايش خيلي مشكل بود و مي‌گفت: «رفتن به خط مقدم جبهه برايم خيلي بهتر از رفتن به مرخصي است. پيمان بسته ام آنقدر در جنگ بمانم و آنقدر از غرب به جنوب و از جنوب به غرب بيايم تا كربلا را زيارت كنم و يا شهادت نصيبم شود.» عبدالرسول از قابليت نظامي و روحي خوبي برخوردار بود و همين باعث شده بود تا بتواند نيروهاي زيادي را جذب جبهه كند. در عشق به شهادت و نترسيدن از مرگ در راه خدا بي نظير بود و از سنگيني آتش دشمن هراسي نداشت.